[the Pej, His Honourable Highness's blog] – [عالیجاه] پژ
خزان ِ من
دلتنگام!
دلتنگیایی که نادانیام چشمهی آن است.
آه! ای بادهای خزان،
فراموش باد خوش روزگاران.
مرتبط
4 نظر برای “خزان ِ من”
20 دقیقه به زمستان مانده.
زل میزنیم به زلالترین برف که امشب نیامد.بغض میکنیم.گریه نمی کنیم.
کاش منتظر چیزی کسی یا علی آبدینی بودیم.
همانا انسان را در رنج آفریدیم.
_قرصاتو خوردی؟
_{ }
_بیداری؟
_{ }
_زنده ای؟
_{ }
20 دقیقه به زمستان مانده.
زل میزنیم به زلالترین برف که امشب نیامد.بغض میکنیم.گریه نمی کنیم.
کاش منتظر چیزی کسی یا علی آبدینی بودیم.
همانا انسان را در رنج آفریدیم.
_قرصاتو خوردی؟
_{ }
_بیداری؟
_{ }
_زنده ای؟
_{ }
من از لحظات آغازین زمستان کامنت می ذارم … برای پستت یه کم دیره …
پاییز تموم شد
دلم مچاله شده پژ
.