همه می روند همانند ابرهایی بی شکل. کسی نگران نمی شود به این ابرهای باوقار.
من می روم مثل دودی بیگانه در ابرها.
خاک خواهم شد در این خانه ی غریب. ای خانه بازگشا و خون در خاک شو.
خون شریانی شو به درازای این خانه غریب.
بیا و بگذر از این خانه ای ابر پرصفا.