درمان

دراین کاروانسرای، بمیر!

بمان در این کاروانسرای،

بمان در این مقصد نهایی.

بیابانی شرجی بیش نیست بیرون از این کاروانسرای.

مردن رمز هر کس نیست.

مردن کار هر مَرد نیست.

ماندن کار بشریت نیست.

جرأت برای همه نیست.

خون و خاک از جبرائیل تا اکنون با هم بسته شده‌اند.

دریای ابدی به رنگ خون در انتظار توست.

کاروانسرای ما جای هر کس نیست.

خانه‌ای پوشالی بر فراز درّه‌ای نیست.

چشمان همیشه بسته رمز آرامش ماست.

صدایت را نشنوند مبادا که این رمز هلهله گویان در این دشت پخش شود.

مبادا چشمان‌ات را در این جمع ببندی که بفهمند رازت را.

نجوا کن رمز چشمان بسته‌ات را در این کاروانسرای، تا بگویم داستان ابدی‌ات را.

بیان دیدگاه