دامن ندارم. چرخ میزنم در این برهنگی.
کجایی؟
گیجام و چرخ میزنم. کجایی؟
دامن ندارم. چرخ میزنم در این برهنگی.
کجایی؟
گیجام و چرخ میزنم. کجایی؟
همه می روند همانند ابرهایی بی شکل. کسی نگران نمی شود به این ابرهای باوقار.
من می روم مثل دودی بیگانه در ابرها.
خاک خواهم شد در این خانه ی غریب. ای خانه بازگشا و خون در خاک شو.
خون شریانی شو به درازای این خانه غریب.
بیا و بگذر از این خانه ای ابر پرصفا.