آن چیزی که در این ایماژ میبینم به شدت خرد است. خردی از ما ست نه صورت زیبای شما.
فردا نیست. امروز چیزی نبود. دیروز که به حقِ نگرانی تو همه نابود شدند.
ای فریادها بیایید که سالها تنها پژواک شما را در ذهن تجسم کردهام.
به سادگی نشد.
به گرما نشد.
دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش.

