وارنینگ

اصل نوشته‌ی زیر از  سری چهاردهم بلاگ فرهنگسار (بخوانید “گی‌فرهنگ”) هست. بدون هیچ تغییری اولین پست سری چهاردهم را کپی پیست کردم. فقط بعضی جاها را پررنگ کردم.

بعد دستشو می‌کشه روی لبه‌ی دستگاه
– ببین چه طرحی داره؛ اینا رو از سوئد می‌آرن، با اون ژاپنی‌ها فرق داره. یه کم سخت‌تر ضامن‌اش در می‌ره، ولی می‌ره.
بعد با یه ضربه ‌محکم محفظه‌ دستگاه خودپرداز رو می‌شکنه
– اما به نظرمن تونل رسالت هم واقعا زحمت برده، می‌بینی چه آسون شده رفت و آمد؟
آره خب، پول برده
– نه بیشترش عشقه
یه کامیون ولوو بی سر وصدا از کنارشون رد می‌شه. فقط صدای تق‌تق داشبوردش شنیده می‌شد و بس
شب تو خونه هر دو کنار شومینه دراز کشیدن و ظاهرا خواب‌اند. اولی گردن امین رو آروم فشار می‌ده:
– هیچ می‌دونستی من اصلا پلیس‌ام؟
– آلان یه هفته‌ای می‌شه… آره … چی؟ آره، یه ریز می‌باره
… بعد می‌کارینش، می ذارین رشد کنه. لازم نیست چارچنگولی مواظبش باشین. همین که هر چند هفته یه بار بهش سر بزنین کافیه. بیشتر مثله یه کاکتوس می‌مونه، … تو که باید این چیزا رو بدونی. البته بوی خاصی داره، شبیه نارون می‌مونه بوش. یه جور خاصیه، ولی وانمود می‌کنه معمولیه. و البته خب چیز دیگه‌ای که هست، مسلما بارون براش بسه.
سال 2002 تا سال 2008. میشه … 6 سال
– 6 سال؟
– تا حالا تو دستت یه لامپ یا یه لیوان یا یه چیزی شبیه اینو خورد کردی؟ فقط نباید بترسی
آروم باش جغد خوشگلم، آروم. فقط خواستم شوخی باهات کرده باشم
دیروز که داشت ازروی پل عابر رد می‌شد شیطان رو دید، یعنی منظورم اینه که خود شیطان رو. خیلی مودبانه سلام کرد، از ترس یا شاید از شدت خوشگلی‌اش. یه سره قهوه‌ای پوشیده بود. وقتی به چشماش نگاه می‌کرد چـِت کرد. باور نمی کرد اون زیبایی رو. انگار فهمید که گیه، چون آروم زد به دست خانمی که باهاش راه می‌رفت و هر دو بهم نگاه کردند و بعد هم بهش پوزخند زدند
– تو هلسینکی؟

DSC_0009xt

 

5 نظر برای “وارنینگ

  1. من همیشه شال گردن دوست داشتم
    همیشه شال گردن ام را می گذاشتم توی کیف کوله ام
    کسی نبینه حسودی ام می شد
    من همیشه بی فرهنگ می شوم
    همیشه خنگ می شوم
    سوئد و تهران و کافی شاپ و خودپرداز را قاطی پاتی می کنم با هم
    چرا ماها این قدر خنگ می شویم
    وقتی زندگی این قدر بی مزه است؟

  2. رامتين جان اشتباه مي كني
    زندگي خيلي با مزه است به شرط اينكه يه شال خوشگل به گردن بندازي و لب بر لبش بذاري و از جامش يه پيك بنوشي.

پاسخی بگذارید