ونک

کجایی عزیزکم؟

فکر کنم یک جاهایی در غرب تهران خاک شده‌ام.


تلی از خاک بر روی خاک من از موشک‌هایی که همین روزها به شما خورد.

ترافیک تهران. ماشین‌های روانی در خیابان که تو را نمی‌بینند.


بوی دود روی لباس شسته شده‌ دیشب که تا صبح فکر می‌کردم خشک می‌شود یا نه.

دیر از خواب بلند شدن و رسیدن به ظهری که در انگلیسی پس از ظهر است.


سرما و گرمای تو همه جا بود.

بدون آن‌ها مُردم چه شود؟


بیان دیدگاه